ميرزا محمد خليل مرعشى صفوى

39

مجمع التواريخ ( فارسى )

فرصت گوش كردن اين اخبار نداشتند . آخر الأمر شيخ محمد بن ماجد نام شيخ الاسلام بحرين كه از اعاظم علماء آن بلاد بود « 1 » باتفاق مردم بحرين بدربار پادشاهى آمده كيفيت غلبهء اهل عمان بر جزيرهء بحرين و بدست در آمدن قلعهء قشم و لارك و محاصره نمودن قلعهء هرموز و سد راه كردن آن فرقه بحجاج بيت اللّه الحرام و تجار و مترددين بلاد هندوستان و قتل و غارت و اسير نمودن و بعد از گرفتارى قيد و حبس شديد نمودن بتفصيل تمام بعرض پادشاه رسانيد چنان كه حضرت ايران پناه از شنيدن اين اخبار بر آشفته و متأثر شده لطف عليخان عم فتح عليخان را سپه‌سالار و سر فوج مهم بلاد عمان نموده اختيار جميع امور او را بشيخ محمد بن ماجد حواله كرده روانهء آن ضلع نمود چنان كه سابق بر اين مسطور گرديد . رجوع بذكر احوال لطف عليخان سپه‌سالار و چون لطف عليخان وارد بلاد فارس و شيراز گرديد و از آنجا ببندر ريشهر كه عوام آن را بوشهر گويند و اقرب اماكن از كنار دريا ببحرين است آمد در تل سياه كه مكانى است قريب ببندر خيمه زد و به قدر هفت هشت هزار سوار و پياده بر طرادات و زعيمه‌ها كه نام نوعى از كشتيهاى آن بلاد است سوار نموده بر سر جزيرهء بحرين فرستاد كه لشكر اهل عمان را از آنجا بيرون نموده آن جزيره را در حوزهء تصرف خود آرند . چون در آن وقت آرام و راحت در ملك ايران بمرتبهء كمال رسيده بود و از تدابير جنگ و محنت كشى آن شغل شگرف مطلق بى خبر بودند و نيز مردمى كه كشتيى سواى كشتى فلك بمخيلهء ايشان خطور ننموده و دريائى به غير درياى خاك نديده بودند چون اول بار سوار شدند لهذا سر ايشان مانند فلك دوار بدوار آمده قى و غثيان روى ميداد چنان كه اكثر آن سپاهيان را بر روى طرادات همين حالت روى داد ، چون بحوالى جزيرهء بحرين رسيدند

--> ( 1 ) - شيخ محمد بن ماجد شيخ الاسلام از اجلهء علماء و محدثين و فقهاء بوده و تأليف بسيار دارد از جمله تعليقه بر فقيه و كافى و تهذيب و استبصار و وافيهء فاضل تونى نوشته اعقاب او در شيراز و بحرين اهل علم و فضايل هستند ( شهاب الدين الحسينى النجفى )